روز نوشت‌های محمدتقی کریمی

۹ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

شرح وظایف راهبرخلاق

راهبرخلاق چه کاری انجام می‌دهد؟

اگر دارای بینشی خلاق و توانایی راهبری هنرمندان و نویسندگان را در راستای اهداف کسب‌وکار دارید، احتمالا برای راهبری‌خلاق آماده باشید. رهبران خلاقیت در شرکت‌های تبلیغاتی و بازاریابی با طراحان، هنرمندان، کپی‌رایترها، تیم‌های فروش و بازاریابی در جهت ایجاد چشم اندازی برای فروش محصولات باهم کار می‌کنند. راهبرخلاق تبلیغات را برنامه‌ریزی، فرایند خلاقیت را نظارت و افراد تحت نظارت خود را هدایت می‌کنند. آنها تمام کارهایی که توسط کارکنان تیم ایجاد شده را تایید و اغلب بطور مستقیم جهت ارائه کار نهایی به مشتریان با آنها بطور مستقیم در ارتباط هستند.

راهبرخلاق همچنین آخرین روندها را در طراحی، تبلیغات، بازاریابی و برندینگ دنبال کرده و در جهت جذب مشتریان و استخدام کارکنان خلاق کمک می‌کنند. 

 

درآمد راهبرخلاق چقدر است؟

 

دریافتی ماهانه

سابقه کار

منبع

2 تا 5 ملیون تومان

3 تا 7 سال

http://www.irantalent.com

5 تا 20 ملیون تومان

5 تا 15 سال

روابط و تجربه خودم

 

چه مهارت‌ها و تحصیلاتی برای راهبری‌خلاق لازم است؟

اکثر راهبران خلاق با مدرک کارشناسی در زمینه‌های هنری و خلاق و سالها تجربه در این زمینه کار فعالیت می‌کنند. اغلب این افراد شغل خود را به عنوان کپی‌رایتر، طراح، کارگردان هنری یا چنین پس‌زمینه‌های خلاقانه‌ای شروع می‌کنند. توانایی آنها نه تنها به عنوان فردی خلاق، همچنین این افراد دارای تخصص در امور کسب‌وکار، تبلیغات، بازاریابی و برندینگ هستند.

 

مهارت‌های شغلی و الزامات

  • خلاقیت: راهبرخلاق ایده‌های جدیدی برای برندینگ، کمپین‌های تبلیغاتی و پیام‌های بازاریابی ایجاد می‌کند. آنها نیاز به درک عمیقی از طراحی و کپی‌های هوشمندانه دارند و شناسایی رویکردهای جدید برای تبلیغات را باید به رسمیت بشناسند.
  • مهارت‌های تحلیلی: تبلیغات و بازاریابی همواره در حال تکامل می‌باشد و راهبر خوب باید قادر به تحلیل روندها و توجه به اطلاعات جدید باشد.
  • مهارت‌های تصمیم‌گیری: کمپین‌های تبلیغاتی دارای جدول زمانی هستند و راهبرخلاق باید در مورد نسخه‌های نهایی، کارهای هنری، آگهی‌های بازرگانی و نقاط رادیویی تصمیم‌گیری کنند.
  • مهارت‌های بین فردی: راهبرخلاق به‌طورمرتب با مدیران ارشد شرکت‌ها و مشتریان ملاقات خواهند داشت و داشتن مهارت‌های ارتباطی خوب لازمه‌ای اساسی است.
  • مهارت‌های مدیریت: راهبرخلاق باید بتواند زمان خود و کارمندان تیم خلاق را مدیریت کنند.

آینده شغلی راهبران خلاق

شغل راهبری خلاق در 10 سال آینده با سرعت متوسطی رشد خواهد کرد، و تمرکز آن از رسانه‌های قدیمی و چاپی به رسانه‌های جدید و فناوری محور تغییر خواهد یافت. درک و علاقه به فناوری‌های جدید به رشد راهبران خلاق کمک خواهد کرد.

۲۸ تیر ۹۶ ، ۰۱:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد تقی کریمی

بخش بندی بازار

شرکت هایی که می خواهند مزیت رقبای خود را به دست بیاورند نیاز به درک مشتریان و نیازهای منحصر به فردشان دارند. با ارئه خدمات مشتریان در سطح بالاتری از مشتریان خود، کسب و کارها قادر به حفظ یک مزیت رقابتی و هدف قرار دادن مشتریان جدید هستند. شناسایی بخش‌های متفاوت بازار را، بخش‌بندی بازار می‌گویند. بخش‌بندی توانایی بیشتری برای برآورده کردن نیازهای مشتریان خود به کسب‌وکارها می‌دهد.

با این وجود، همه مشتریان یکسان نیستند و هرکدام دارای مشخصات و خصوصیات منحصر به فردی هستند که ممکن است در هیچ‌یک از مشتریان دیگر یافت نشود.

 

الزامات بخش‌بندی بازار

برخی شرکت‌ها بخش‌بندی بازار را نادیده گرفته و با مشتریان خود بطور یکسانی برخورد می‌کنند و در زمان بازاریابی این شرکت‌ها گروهی خاص یا بخش‌های مشخصی از بازار را هدف قرار نمی‌دهند، بلکه فقط یک پیام برای همه مشتریان خود دارند.

 

برای اینکه شرکت‌ها قادر باشند بازار خود را هدف قرار دهند، باید بتوانند بخش‌های منحصر به فرد خود را شناسایی کنند. برای شناسایی بخش‌بندی‌ها شرکت‌ها باید بدانند که بخش‌بندی بازار شامل چه مواردی است. معیارهای متفاوتی همچون قابلیت دسترسی، اندازه‌گیری، همگن و ناهمگن بودن برای سنجش بخش‌ها وجود دارد. نتیجه یک بخش‌بندی خوب شامل شناسایی مشتریان با تشابهات بسیار در یک بخش، و تفاوت‌های بیشتری نسبت به بخش‌های دیگر خواهد بود.

 

شناسایی بخش‌های متفاوت بازار را، بخش‌بندی بازار می‌گویند.
محمد تقی کریمی

 

بخش‌بندی جغرافیایی
شرکت‌ها می‌توانند بخش‌بندی بازار را بر اساس عوامل جغرافیایی ایجاد کنند. بخش‌بندی جغرافیایی برای کسب‌وکارها بسیار سودمند است. این عامل به شرکت‌ها در شناسایی و مجزا سازی بازار به بخش‌هایی بر اساس زبان، جمعیت، آب و هوا و شیوه زندگی کمک می‌کند.

بخش‌بندی جمعیت‌شناسی
شامل تقسیم بازار به گروه‌های کوچکتر بر اساس متغیرهایی نظیر سن، جنسیت، خانواده، اندازه خانواده، درآمد، شغل، تحصیلات، مذهب، نژاد و ملیت است.

بخش‌بندی روانشناختی
بازار را به گروه‌هایی براساس طبقه اجتماعی، سبک زندگی و ویژگی‌های شخصیتی بخش‌بندی می‌کند. این بخش‌بندی بر اساس این فرضیه است که محصولات و برند‌هایی که یک شخص خریداری می‌کند منعکس کننده خصوصیات رفتاری و الگوهای زندگی افراد است. فعالیت‌ها، علایق و نظرسنجی‌ها ابزارهایی برای اندازه‌گیری شیوه زندگی افراد هستند.

بخش‌بندی رفتاری
بر اساس آگاهی مشتری نسبت به یک محصول خاص، استفاده از آن محصول و پاسخشان نسبت به آن محصول است. این مزیت کمک می‌کند تا از متغییرهای مرتبط با آن محصول استفاده کنیم.

بخش‌بندی بازار صنعتی
بر خلاف مصرف‌کنندگان خرد، مصرف‌کنندگان صنعتی بر اساس ویژگی‌های کمتری بخش‌بندی می‌شوند. بازارهای صنعتی بر اساس ویژگی‌هایی مانند موقعیت مکانی، نوع شرکت و ویژگی‌های خرید بخش‌بندی می‌شوند.

هنگام بخش‌بندی مشتریان صنعتی، مکان یک مشتری می‌تواند در جهت تعریف یک بخش استفاده شود. این امر ممکن است برای حمل و نقل و تحویل کالا بسیار مهم باشد. مشتریان در یک منطقه جغرافیایی خاص ممکن است شرایط مشابهی داشته باشند.

مشتریان می‌توانند بر اساس نوع شرکت بخش‌بندی شوند. به عنوان مثال، بخش‌ها را می‌توان بر اساس اندازه شرکت، نوع صنعتی که در آن فعالیت می‌کند و معیارهای خرید ایجاد کرد.

خصوصیات خرید نیز می‌توانند برای تعریف بخش‌بندی استفاده شوند، خصوصیاتی مانند حجم خرید یا تاریخ خرید.

۲۶ تیر ۹۶ ، ۲۱:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد تقی کریمی

استفاده از اطلاعات جمعیت شناسی در تبلیغات

یکی از مهمترین قطعات هر کمپین تبلیغاتی اجرای صحیح آن است. در پایان، اگر جمعیت مورد هدف اشتباه انتخاب شده باشد تمام کارهای خلاقانه بی‌نظیر و بودجه‌های کلان، به هدر رفته خواهد رفت. اگر کسب‌وکار شما در زمینه تولید بهترین و راحت‌ترین زین‌های موتور سیکلت باشد، مطمئنن می‌دانید که با چه کسی باید در ارتباط باشید، افرادی که موتورسیکلت سوار می‌شوند.

 

اما زندگی همیشه به این آسانی نیست.

 

اگر محصول یا خدمات شما درخواست‌های متعددی داشته باشد چطور؟ به هر حال، همه افراد غذا میخورند و آب می‌نوشند و همه چیز انقدر شسته و رفته نیست. هدف قرار دادن همه اقشار جامعه در کمپین تبلیغاتی کاری غیرممکن و اشتباه است، مگر دارای بودجه عظیم و رسانه‌های متعددی باشید تا بتوانید همانند نایک و کوکاکولا عمل کنید.

در این مرحله، اطلاعات جمعیت‌شناسی نقش بسیار بزرگی در طراحی و اجرای کمپین شما ایفا می‌کند. شما می‌توانید از آن در جهت تمرکز و هدف قرار دادن بخش خاصی از جمعیت استفاده کنید. بخشی که بیشترین بازخورد را به تبلیغات شما خواهد داد. اما قبل از هرچیز با خلاصه‌ای از پیچ و خم‌های جمعیت‌شناسی آشنا شویم.

 

تعریف مقدماتی

در تبلیغات، بازاریابی، تحقیق و توسعه، سیاست و بسیاری از زمینه‌های دیگر کسب‌وکار، از علم جمعیت‌شناسی برای هدف قراردادن بخش خاصی از مردم استفاده می‌شود. به‌طور سنتی، جمعیت شناسی شامل موارد ذیل می‌باشد اما محدود به اینها نیست:

  • سن
  • جنسیت
  • گرایش جنسی
  • درآمد
  • سطح تحصیلات
  • شغل
  • وضعیت زناشویی
  • مالکیت خانه
  • ملیت
  • مالکیت حیوان‌خانگی
  • محل اقامت
  • وابستگی سیاسی
  • وابستگی مذهبی
  • تعداد فرزندان

تعداد عواملی که در جمعیت‌شناسی مورد استفاده قرار می‌گیرند، می‌توانند بر اساس نوع تحقیقی که صورت می‌گیرد متفاوت باشند. بنابراین، این فهرست می‌تواند به‌طور قابل ملاحضه‌ای رشد کند، می‌تواند متمرکز به یکی از عوامل، خاص‌تر شود و یا می‌تواند بسیار گسترده‌تر شود.

 

جمعیت‌شناسی در تبلیغات

در ابتدای هر کمپین تبلیغاتی خوبی، جلسه استراتژیی وجود دارد و در آن در مورد محصول و خدمات، بودجه، زمان‌بندی، لحن صدا، یافته‌های تحقیقاتی و البته مخاطبان مورد هدف بحث خواهد شد. این همان جایی است که اطلاعات جمعیت‌شناسی کاربردی می‌شود. 

مخاطب هدف در "خلاصه خلاقیت" برای هر کمپین یک اصل ضروری است. آژانس تبلیغاتی خلاق از سه راه ذیل باید بداند که چه محصول یا خدماتی به بازار عرضه خواهد شد:

  1. ایجاد یک فرد خاص-بهترین راه
    با استفاده از داده‌های تحقیقاتی، اطلاعات مشتری و تجزیه و تحلیل محصول یا خدمات، یک مخاطب خاص مورد هدف و توسعه قرار می‌گیرد. به عنوان مثال، هنگام فروش یک آب‌میوه‌های طبیعی و خاص، مخاطب هدف را می‌توان چنین تصور کرد، یک مرد به نام امیرعلی که 36 سال سن، دارای ریش، شاغل در یک کارخانه تولید خودرو، دارای همسر و دو فرزند، راننده کامیون، علاقه‌مند به کباب پختن و شنیدن موسیقی محلی. این فردی است که بخش خلاق به راحتی می‌تواند، تصویری در جهت پیشبرد اهداف کمپین برای او ایجاد کند. امید است با جذاب شدن شما برای این مرد، بتوانید به بخش خاصی از جمعیت نفوذ کنید.
  2. استفاده از اطلاعات عمومی-راه قابل قبول
    این راه به اندازه ایجاد فردی خاص خوب نیست، زیرا صحبت کردن در مورد یک محصول یا حدمات با طیف وسیعی از جمعیت بسیار سخت است. به عنوان مثال، مردان در سنین 28 تا 45 سال، دارای شغل تمام وقت، یک ماشین، علاقه‌مند به ورزش و موسیقی. همین امر باعث می‌شود افراد زیادی باهم هم صحبت شوند و به همین ترتیب کمپین بیش از حد عمومی شود.
  3. تقریبا هرکسی مورد هدف است-بدترین راه
    متاسفانه، این چیزی نیست که بخواهید در بخش "خلاصه خلاق" ببینید، اما خوب تاسف از اینکار جلوگیری نمی‌کند، تعداد اندکی از مدیران جرات می‌کنند "همه مردم" را به عنوان مخاطبان هدف خود بنویسند. اما گاهی آنها راهی پیدا می‌کنند تا "همه مردم" را به عنوان مخاطب هدف خود قرار دهند، مانند:
    1. مخاطبان اولیه: مردان و زنانی که مواد غذایی خریداری می‌کنند، رده سنی 18 تا 49 سال، سطح درآمد کم و متوسط.
    2. مخاطبان ثانویه: هر کسی که از فروشگاه‌های مواد غذایی خریداری می‌کند، رده سنی 8 تا 80 سال، در هر سطح درآمدی.

به نظر غیر ممکن می‌آید، اما این خلاصه از یک شرکت زنجیره غذایی شناخته شده در انگلستان است. این خلاصه به کسی کمکی نمی‌کند. در حالت ایده‌آل شما باید قادر به نشستن و فکر کردن در مورد فردی باشید که برای او میخواهید تبلیغ کنید، چطور لباس می‌پوشند، چه نوع عطری استفاده می‌کنند یا اینکه آیا در چایی خود شکر استفاده میریزد یا خیر؟ کلی گویی به کسی کمکی نمی‌کند.

استفاده از جمعیت‌شناسی در دو روش قبلی می‌تواند به شدت بر موفقیت یا شکست یک کمپین تبلیغاتی اثر بگذارد. اگر تحقیقات نادرست باشند و فرضیات با کمی خطا همراه شوند، اطلاعات جمعیت‌شناسی باعث سقوط و نابودی یک کمپین تبلیغاتی می‌شود.

به عنوان مثال، تحقیقات ممکن است نشان دهد که محصول باید برای مردان بالغی که صاحب خانه هستند و ازدواج موفقی داشته‌اند ارائه شود. اما در حقیقت، مورد آزمون قرار دادن محصول و خدمات منجر به نتایج متفاوت و قابل ملاحظه‌ای شود. آزمایش نشان می‌دهد که کاربران واقعی این محصول، جوان‌تر، مجرد و مستقل نیستند. با هدف قراردادن جمعیت‌شناسی اشتباه، بودجه کمپین می‌تواند به سرعت کاهش یابد و تبلیغات به گوش‌های ناشنوایان برسد. به همین دلیل، غالبا عاقلانه است که محصول را در جمعیت‌های گوناگونی مورد آزمایش قرار دهیم و از این اطلاعات برای تعیین مخاطب نهایی کمپین استفاده کنیم. به هر حال، گروه‌های متمرکز می‌تواند به تعیین مخاطبینی که از محصول استفاده میکنند و یا برای بهبود آن کمک کنند استفاده شود. گروه‌های متمرکز می‌توانند نقش‌های واقعی در مقابل یک کمپین تبلیغاتی خلاق را بازی کنند. اغلب گروه‌های متمرکز بخش کوچکی از یک جمعیت خاص هستند که توسط میزبان گروه هدایت می‌شوند.

۲۶ تیر ۹۶ ، ۱۶:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد تقی کریمی

جایگاه سازی دوگانه

تعریف: زمانی که بازاریابان میخواهند محصول خود را در چند دسته بطور همزمان جایگاه سازی کنند، از استراتژی جایگاه سازی دوگانه استفاده میکنند. به عبارت دیگر، استراتژیی که برای جایگاه سازی دو تصویر در ذهن مصرف کننده استفاده می‌شود را، جایگاه سازی دوگانه می‌گویند.

 

در جایگاه سازی دوگانه، بازاریابان از ترکیب نقاط یکسان (POP) و نقاط تفاوت (POD) برای ورود محصولات خود به دسته‌های متفاوتی استفاده می‌کنند.

 

 

نمونه‌هایی از جایگاه سازی دوگانه:

  1. هنگامی که BMW وارد بازار شد، رقابت سختی با سایر خودروها داشت، زیرا در آن زمان تمام خودروهای لوکس بر روی لوکس بودن خود تمرکز کرده بودند و عملکردشان را نادیده گرفته بودند. BMW با جایگاه سازی دوگانه، لوکس در قسمت POP و همچنین عملکرد به عنوان POP با شعار "نهایت یک خودرو" خود را اثبات کرد.
  2. در مورد خودرو Scorpio، با جایگاه سازی دوگانه به عنوان لوکس و همچنین ماجراجویانه به بازاریابان کمک کرد تا در هر دو بخش‌بندی بازار یعنی بخش‌بندی لوکس و همچنین بخش‌بندی ماجراجویی منافع دو جانبه‌ای کسب کنند. در بخش‌بندی لوکس، لوکس قسمت POP و ماجراجویی قسمت POD است و برای بخش‌بندی ماجراجویی، ماجراجویی POP و لوکس POD آن می‌باشد.
  3. جایگاه سازی دوگانه پیتزای دومینو، ویژگی‌های محصول و همچنین مزایای مطلوب. ویژگی‌های محصول در قسمت POP به معنای ارائه پیتزا تازه و مزایای مطلوب POD به معنای تحویل درب منزل است که ارائه می‌کند.

جایگاه سازی یک محصول در یک دسته مشخص برای بازاریابان مناسبتر است زیرا موفقیت آن به یک عامل واحد بستگی دارد. اما در مورد جایگاه‌سازی دوگانه، جایگاه سازیی که برای محصول در دسته‌بندی‌های متفاوت انجام می‌شود باید با محصول همخوانی داشته باشند. اگر این جایگاه سازی به درستی اعمال شود منجر به موفقیت بزرگی می‌شود اما اگر محصول نتواند به قول خود وفا کند محصول زیان‌های زیادی را متحمل می‌شود.

 

لغاتی که در این مقاله خودم ترجمه کردم و فکر کردم نزدیک‌ترین مفهوم براشون باشه.

Straddle = دوگانه یا دو وجهیی

۲۵ تیر ۹۶ ، ۲۱:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد تقی کریمی

محصولات یکسان

تعریف محصولات یکسان

محصولی از یک برند که تشابهات بنیادین در همان رده ولی در برندی دیگر و همان نوع محصول وجود دارد. محصولی با عملکردی مشابه در برندی دیگر که با آن رقابت میکند. وجود محصولات مشابه به معنی عدم انحصاری بودن آن نوع از محصول است. خمیر دندان، محلول نگهدارنده لنزهای چشمی و تیغ‌های یکبار مصرف را میتوان به عنوان محصولات متشابه در نظر گرفت.

 

تفسیر "محصولات متشابه"

کسب‌وکاری که محصولات یکسانی تولید و به فروش می‌رساند، به دلیل اثرات جایگزینی محصول، نمی‌تواند در قیمت‌گذاری آن رهبری کنید. اگر کسب‌وکاری قیمت محصولات خود را افزایش دهد در حالیکه رقبای او این کار را نمیکنند، مصرف‌کنندگان خرید کمتری از آن محصول خواهند کرد و در نتیجه به رقیب آن کسب‌وکار مراجعه می‌کنند. بدین معنا که کشش متقابل تقاضا برای آن کالا، رقابتی مثبت خواهد بود، زیرا افزایش قیمت محصول متشابه در یک برند منجر به افزایش قیمت در دیگر برندها خواهد شد.

۲۵ تیر ۹۶ ، ۱۶:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد تقی کریمی

افزایش بهره‌وری با کنترل دمای محل کار

پیدا کردن و تنظیم دمای محیطی که همه در آن احساس راحتی کنند کار چالش برانگیزی است. دمای محیط مطلوب امری بسیار مهم و تاثیرگذار در بهره‌وری کارمندان یک سازمان می‌باشد. تفاوت فقط چند درجه‌ای در دمای محیط، تاثیر قابل توجهی بر تمرکز و کارایی آنان دارد.

برای چندین دهه، با توجه به تحقیقات انجام شده، دمای مطلوب محل کار را بین 21 تا 23 درجه در نظر میگرفتند. اما این تحقیق کارایی خود را به دلیل قدیمی بودن از دست داده. تحقیق قدیمی بر اساس دفتری بود که اکثریت کارمندان آن را مردان تشکیل داده بودند. اما دفاتر کار امروزی تقریبا به همان مقدار که کارمندان مرد در آن کار میکنند، کارمندان زن نیز در آن حضور دارند. بنابراین چنین عاملی در تصمیم‌گیری برای دمای محیط تاثیر بسزایی دارد.

 

بر اساس تحقیقاتی که اخیرا صورت گرفته، تابستان به شدت بر روی بهره‌وری تاثیر گذار است. نتایج به دست آمده از این تحقیق در جدول ذیل آمده است:

 

کاهش بهره‌وری محل کار

20%

کاهش میزان حضور کارکنان

18%

کاهش زمان چرخش پروژه‌ها

13%

افزایش پریشانی/بی حوصلگی

45%

 

 

باتوجه به اینکه دمای محیط تاثیر بسیاری بر بهره‌وری محل کارتان دارد، بنابراین دمای مطلوب برای تنظیم ترموستات دفتر کارتان دقیقا باید چه عددی باشد؟ در اینجا نتایج تحقیقات را مشاهده میکنید:

 

  • دمای 21-22 درجه سانتیگراد، محدوده دمایی است که منجر به افزایش بهره‌وری میشود.
  • هر دمایی بالاتر از 22 درجه سانتیگراد، بهره‌وری شما را کاهش می‌دهد.
  • در دمای بالای 30 درجه سانتیگراد، بهره‌وری شما 90% نسبت به قبل کاهش پیدا میکند.
  • همچنین هر دمایی کمتر از 20 درجه سانتیگراد نیز باعث کاهش بهره‌وری می‌شود. دمای پایینتر از 20 درجه سانتیگراد موجب افزایش اشتباهات و همچنین افزایش احتمال ابتلا به بیماری می‌شود.

 

نکته: اگر در محل کارتان جلسات زیادی برگزار میکنید و یا افراد زیادی جهت مشاوره به آنجا مراجعه می‌کنند، می‌توانید درجه دمای محل کارتان را پایین بیاورید، این عامل باعث می‌شود جلسات به سرعت پایان یابند.

۲۱ تیر ۹۶ ، ۱۵:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد تقی کریمی
يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۸ ب.ظ محمد تقی کریمی
تفاوت ساختار سازمانی مسطح و ساختار سازمانی سلسله مراتبی

تفاوت ساختار سازمانی مسطح و ساختار سازمانی سلسله مراتبی

ساختار سازمانی مشخص کننده نحوه ارتباط کارمندان و تعیین سیاست‌ها، مسئولیت‌ها و سطوح اختیارات می‌باشد. همچنین این ساختار مشخص میکند که رهبری در سازمان چگونه انجام می‌شود و اطلاعات به چه طریقی درون سازمان در جریان قرار میگیرند. سازمان‌‌ها معمولا ساختار مسطح یا سلسله مراتبی را انتخاب میکنند.

ساختار مسطح
سطوح مدیریتی بین مدیران و کارکنان کم و یا وجود ندارد. در چنین سازمانی نظارت بر کارکنان کمتر است و مشارکت کارمندان را در روند تصمیم گیری افزایش می‌دهد.

مزایای ساختار مسطح

  • مسئولیت‌پذیری کارمندان را افزایش می‌دهد.
  • حذف سطوح متفاوت مدیریت، سرعت هماهنگی و ارتباط بین کارکنان را بهبود می‌بخشد.
  • سطوح کمتر مدیریت، کارکنان را در فرایند تصمیم گیری تشویق میکند.
  • حذف مدیران میانی، باعث کاهش هزینه‌های سازمان می‌شود.

معایب ساختار مسطح

  • اغلب کارکنان مدیری مشخص برای گزارش دادن ندارند، که موجب سردرگمی و اختلاف قدرت در مدیریت می‌شود.
  • تمایل به پرورش کارمندان چند تخصصه بجای کارمندان متخصص و روشن نبودن شرح وظایف کارکنان.
  • ممکن است مانع رشد بلند مدت و ارتقای کارکنان شود و به این دلیل که مدیریت به دنبال ایجاد ساختاری یکپارچه می‌باشد در مقابل ایده‌ها و فرصت‌ها جدید ایستادگی کند.
  • در سازمان‌های بزرگتر برای استفاده از ساختار مسطح و سازگاری با آن، باید شرکت به واحدهای کوچکتر و قابل کنترل‌تر تقسیم شود.

 

ساختار سازمانی سلسله مراتبی
مانند یک طرح هرمی، هر کارمند در سازمان، به جز یکی (معمولا مدیرعامل)، به شخص دیگری در درون سازمان وابسته است. این طرح هرمی شامل چندین نهاد است که از کارکنان پایه در پایین هرم شروع و به مدیریت در بالای هرم ختم می‌شود.

مزایای ساختار سلسله مراتبی

  • سطوح رهبری، قدرت و سطوح مسئولیت واضح است.
  • فرصت‌های ارتقای شغلی برای کارکنان ایجاد انگیزه می‌کند.
  • توسعه کارمندان به عنوان متخصص Specialist، کارکنان میتوانند زمینه کاری خود را محدود و در مهارتشان متخصص شوند.
  • کارکنان به بخش‌های درون سازمانی خود وفادار هستند و به دنبال کسب بهترین نتایج برای آن بخش هستند.

معایب ساختار سلسله مراتبی

  • ارتباطات در سراسر سازمان، نسبت به ساختار مسطح، اثربخشی کمتری دارد.
  • رقابت بین بخش‌های گوناگون سازمان منجر به اتلاف منابع می‌شود، زیرا هر بخش به دنبال منافع خود می‌باشد، تا منافع کل سازمان.
  • افزایش بوروکراسی اغلب باعث کاهش سرعت تغییرات شده و ممکن است برای پاسخ به مشتری زمان بیشتری نیاز باشد.
  • حقوق برای چندین لایه مدیریت، موجب افزایش هزینه‌های سازمان می‌شود.
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۶:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد تقی کریمی
يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۱۵ ب.ظ محمد تقی کریمی
مزایا و معایب ساختار سازمانی مسطح

مزایا و معایب ساختار سازمانی مسطح

سازمان‌های مسطح با لایه‌های مدیریتی کم و گستره وسیعی از اختیارات تعریف می‌شوند. این ساختار اگر به درستی اجرا شود، منجر به تصمیم‌گیری سریعتر، مشتریان راضی‌تر و کارمندان شادتر می‌شود. با این حال اگر به درستی اجرا نشود، میتواند باعث سردرگمی شغلی و کاهش وفاداری مشتریان سازمان شود. سازمان‌های مسطح بیشتر در کسب‌وکارهای کوچک و یا در بخش‌ کوچکتری از یک سازمان بزرگتر عملیاتی هستند. زیرا مدیریت یک شرکت بزرگ با لایه‌های کمتر مدیریت، تقریبا غیر ممکن است.

 

ارتباطات
از آنجا که زنجیره فرماندهی در سازمان مسطح، کوچک و یا حتی تک لایه‌ای است، ارتباطات اغلب سریعتر و موثرتر انجام میگیرد. ورود مستقیم و کنترل عملیات کسب‌وکار منجر به کاهش مخالفت‌ها و بحث‌ها میشود و افراد دیدگاه‌های خود را می‌توانند به راحتی و به صورت عمومی، مورد بحث قرار دهند. با این حال، کارکنان ممکن است با بیش از یک مدیر در ارتباط باشند و ممکن است عملکرد آنها با دیگر کارکنان و بخش‌ها اشتباه گرفته شود.

 

اختیارات و تصمیم‌گیری
سطوح کمتر مدیریت به معنی قدرت‌های کمتر و انعطاف‌پذیری بیشتر در تصمیم‌گیری است. با این حال، این بدان معنی است که زیرشاخه‌های بیشتری باید به یک مدیر گزارش دهند که منجر به سردرگمی در زنجیره فرماندهی می‌شود. هنگامی که کارکنان خودشان توانایی تصمیم‌گیری داشته باشند، مشتریان نیز خوشنودترند، زیرا نیازی به انتظار برای حضور مدیریت و تایید تصمیمات ندارند. هنگامی که همه زیر دستان به یک (یا چند) مدیر اجرایی گزاش می‌دهند، برای رهبران آن تیم حفظ ساختار و اثربخشی آنها دشوار می‌شود.

"بسیاری از زیردستان به این مظنون هستند که مدیریت به سایر همکارانشان بیشتر توجه دارد."
نیویورک تایمز – مدیریت بدون سلسله مراتب

 

هزینه‌ها
هنگامی که ساختار مسطح عملکرد درستی داشته باشد، می‌تواند هزینه کارفرما و جابه‌جایی کارکنان را کاهش و حاشیه سود را افزایش دهد. از آنجا که غرامت یک مدیر معمولا بیشتر از سایر کارمندان است، سطوح مدیریت کمتر به معنی صرفه‌جویی در هزینه‌ها است. تمرکز ساختار پایین به بالا باعث پرورش کارکنان بسیار شایسته‌ای میشود که در شغلشان شادتر هستند و احتمال کمتری برای ترک شغلشان و یا ضعیف عمل کردن دارند. هر چه زمان حضور کارکنان در سازمان بیشتر می‌شود، هزینه کمتری برای آموزش آنها پرداخت خواهید کرد و به مرور شایسته‌تر و سازنده‌تر خواهند شد.

 

رشد
زمانی که ساختار مسطح در سازمان‌های کوچکتر و یا برای بخش کوچکی از یک سازمان بزرگتر استفاده شود، موثرتر است. برای کسب‌وکارهای کوچک اختیار دادن به کارکنان برای تصمیم‌گیری‌های سریع منجر به تعامل بهتر با مشتری و افزایش انعطاف‌پذیری می‌شود.

"مواردی وجود دارد مانند تخفیف دادن روی یک محصول در یک فروشگاه خاص، اما عدم دریافت تخفیف از همان فروشگاه در

مکانی دیگر"

بیزنس‌پلن

 

روحیه
سازمان‌‎های مسطح به کارکنان آموزش دیده حرفه‌ای، که توانایی تصمیم‌گیری دارند متکی است. وقتی کارکنان احساس کنند که در عملیات‌های سازمان قدرت دارند و مسئول هستند، به دلیل علاقه شخصیشان به کل سیستم با علاقه و پشتکار بیشتری کار میکنند. به جای زمانی که آنها برای ملاقات با افراد رده بالاتر صرف کنند و تاییدیه بگیرند، کارمندان با افراد هم رده خود در آن بخش بررسی می‌کنند که یک وظیفه تکرار نشود.

 

مزایا

معایب

صرفه‌جویی در هزینه

ناتوانی در تغییر سبک رهبری

تصمیم‌گیری سریعتر

مدیریت تغییرات دشوار

ارتباطات شفافتر

عدم شفافیت در شرح وظایف شغلی

نفوذ و نظارت کمتر

ارتقا شغلی به سختی انجام می‌شود

حل مسئله تیمی

توانمند شدن بصورت عمومی نه تخصصی

 

۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۵:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد تقی کریمی
شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۳ ب.ظ محمد تقی کریمی
تجزیه و تحلیل SWOT برای شخص شما

تجزیه و تحلیل SWOT برای شخص شما

آیا به دنبال راه تازه‌ای برای اندازه‌گیری وضعیت حرفه‌ای خود هستید؟ SWOT مدلی ساده اما قدرتمند برای تجزیه و تحلیل موقعیت‌های راهبردی شرکت‌ها، محصولات و یا شرایط کسب‌و‌کار می‌باشد و نشان‌دهنده نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها است. 

به دلیل گستردگی دانش استراتژی و ابزارهای آن، در این مقاله بصورت متمرکز فقط ابزار SWOT را بررسی میکنیم. SWOT اولین بار در سال 1960 به عنوان ابزاری برای کسب و کارها توسط ادموند پی لرند، رولاند کریستنسن و کنت اندروز طراحی شد، سپس در سال 1982 هاینز وریچ، یک ماتریس 2*2 به آن اضافه کرد که نقاط قوت و ضعف را در بالا و فرصت‌ها و تهدیدات را در پایین جدول قرار داد. این تکنیک رایج‌ترین و موثرترین روش تجزیه و تحلیل در استراتژی است. بسیاری از متخصصین ارزش تجزیه و تحلیل SWOT در کسب و کار را تشخیص داده‌ و از آن جهت یافتن زاویه دیدی جدید در مسیر خود استفاده میکنند. با این حال تعداد کمی از افراد از این تکنیک در جهت پیشبرد اهداف شخصی استفاده می‌کنند.

 

"درحالیکه متخصصان به ضعف‌ها و قوت‌های خود نگاه میکنند، تکنیک SWOT با مشخص کردن عوامل خارجی که به شدت روی سلامت و مسیر کاریشان تاثیر گذار است، آنها را یک قدم فراتر خواهد برد."
ایان کریستی، بنیانگذار 
BoldCareer.com

"با نگاه خلاقانه به هر چهار بخش جدول میتوانید مشخص کنید در مسیر شغلی کجا هستید و به کجا باید بروید"
ایان کریستی، نویسنده سایت Monster.com

اگر شما از استعدادهای خود به‌طور کامل استفاده کنید، به احتمال زیاد در زندگی موفق خواهید شد. به همین ترتیب اگر نقاط ضعف خود را شناسایی کنید، دچار مشکلات کمتری خواهید شد. اما اگر بتوانید این ضعف‌ها را مدیریت کنید، دیگر مهم نیست که چه کاری میکنید. با کمی تفکر و کمک تکنیک SWOT، میتوانید نقاط قوت خود را به راحتی آشکار سازی کنید و با درک نقاط ضعف خود تهدیداتی را که منجر به آسیب رساندن به شما میشود را مدیریت، آنها را کمرنگ‌تر و یا از بین ببرید. با این تکنیک می‌توانید خود را از همتایانتان متمایز سازید و مهارت های تخصصی و توانایی های مورد نیاز برای پیشرفت حرفه‌ای خود را افزایش و به اهداف شخصی خود برسید.

یکی از مهمترین نکات در این تکنیک، توانایی در "تفکر انتقادی" است. به بیان ساده‌تر تفکر انتقادی کمک میکند تا بتوانیم سوال‌های درستی بپرسیم.

نحوه استفاده از این ابزار
برای اجرای یک تجزیه و تحلیل شخصی، اول فایل ضمیمه را دانلود و سپس به سوالات زیر در جدول فایل ضمیمه پاسخ دهید:

 

نقاط قوت‌
ویژگی‌های داخلی و مثبت شما است و روی این موارد کنترل دارید.

  • چه مزایایی دارید که دیگران ندارند؟ (مهارت‌ها، گواهینامه‌ها، آموزش‌ها یا ارتباطات)
  • چه کاری را بهتر از دیگران انجام می‌دهید؟
  • به چه منابع شخصیی میتوانید دسترسی داشته باشید؟
  • سایر افراد (مخصوصا مدیر شما) چه نقاط قوتی در شما می‌بینند؟
  • به کدامیک از دستاوردهایتان بیشتر افتخار میکنید؟
  • چه ارزشی رو تو بهش اعتقاد داری که دیگران در آن ضعف دارند ؟و اون ارزشو به خوبی به نمایش نمی گدارند
  • آیا شما بخشی از شبکه‌ای هستید که هیچکس دیگری در آن دخیل نیست؟ اگر بله، چه ارتباطی با افراد با نفوذ دارید؟

از منظر خود و نقطه نظر اطرافیانتان این سوالات را در نظر بگیرید. نترنسید و یا خجالتی هم نباشید. تا میتوانید پاسخ‌های عینی بدهید. در محیط کار دانستن و استفاده از نقاط قوتتان شما را شادتر و به تحقق اهدافتان بیشتر کمک میکند.اگر هنوز هم در شناسایی نقاط قوت خود مشکل دارید میتوانید فهرستی از صفات شخصیتی خود را بنویسید و از این فهرست برای نوشتن و پیدا کردن نقاط قوت و ضعفتان استفاده کنید.

 

نکته:
در مورد نقاط قوتتان در ارتباط با اطرافیانتان فکر کنید. به عنوان مثال، اگر شما گرافیست خیلی خوبی هستید و اطرافیان شما نیز در گرافیک عالی هستند، این مسئله احتمالا در نقش فعلی شما قدرت نخواهد داشت و ممکن است فقط یک ضرورت باشد.

 

نقاط ضعف
ویژگی‌های داخلی و منفی شما است و روی این موارد نیز کنترل دارید.

  • از انجام چه وظایف و کارهایی به دلیل اعتماد به نفس کم، اجتناب میکنید؟
  • اطرفیانتان چه نقاط ضعفی در شما می‌بینند؟
  • آیا در تحصیلات و مهارت‌هایتان کاملا با اعتماد به نفس هستید؟ اگر نه، کجا ضعف دارید؟
  • عادت‌های رفتاری منفی در کارتان چیست؟ (اغلب دیر میرسید، بی‌نظم هستید، استرس زیاد)
  • چه ویژگی‌های شخصیتی دارید که جلوی پیشرفت شما را می‌گیرد؟ به عنوان مثال، اگر در کارتان مجبور به سخنرانی روزانه باشید و شما ترس از سخنرانی دارید، این ترس ضعف شما محسوب میشود.

بازهم از منظر شخصی و درونی و منظر خارجی نقاط ضعف خود را بسنجید، آیا دیگران ضعف‌های را در شما میبینند که شما در خودتان نمیبینید؟ آیا دیگر همکارانتان در نقاط کلیدی، پیوسته بهتر از شما عمل می‌کنند؟ واقع بین باشید، بهتر است هر چه زودتر با حقایق ناخوشایند مواجه شوید.

 

فرصت‌ها
حوادث خارجی غیر قابل کنترلی است که شما به‌طور بالقوه می‌توانید از آنها استفاده کنید.

  • فناوری‌های نوین چطور به شما کمک می‌کنند؟ آیا می‌توانید از طریق اینترنت از دیگران کمک بگیرید؟
  • آیا صنعت شما رو به رشد است؟ چطور میتوانید از مزیت بازار فعلی استفاده کنید؟
  • آیا شما شبکه‌ای از ارتباطات استراتژیک دارید که میتوانند به شما کمک و یا مشاوره بدهند؟
  • چه روندهایی در شرکت یا صنعت خود میبینید که میتوانید از مزایای آن بهره‌مند شوید؟
  • آیا رقبای شما در انجام کاری مهم شکست خورده‌اند؟ اگر چنین است، آیا میتوانید اشتباهات آنها را، به روش درست انجام دهید؟
  • آیا در شرکت یا بازار شما نیازی وجود دارد که کسی آن را انجام نداده است؟
  • آیا فروشندگان، مشتریان یا همکارانتان در مورد مسئله‌ای شکایت دارند؟ اگر بله، آیا میتوانید فرصتی با ارائه یک راه‌حل ایجاد کنید؟
  • میتوانید از موارد زیر در ایجاد فرصت استفاده کنید:
  • رویدادهای شبکه‌سازی، کلاس‌های آموزشی و یا کنفرانس‌ها
  • اگر یکی از همکارانتان مرخصی بگیرد، آیا برای کسب تجربه میتوانید پروژه‌های همکارتان را انجام دهید؟یک سِمت جدید شغلی و یا یادگرفتن مهارت جدید مانند سخنرانی و یا روابط بین‌المللی.
  • در زمان گسترش شرکت و یا خرید شرکتی دیگر، آیا مهارت خاصی (مانند زبان دوم) دارید که به این فرایند کمک کنید؟

همچنین با نگاه به نقاط قوت خود از خودتان بپرسید که آیا این نقاط قوت، فرصت‌های جدیدی را برای شما باز می‌کنند؟ و با نگاه به نقاط ضعف خود، آیا با برطرف کردن آنها می‌توانید فرصت‌های جدیدی ایجاد کنید؟

 

تهدیدات
تهدیدات عوامل خارجی کنترل نشده هستند که ممکن است علیه شما عمل کنند و شما را مجبور به اقدامات محافظتی کند.

  • در حال حاضر با چه موانعی روبرو هستید؟
  • آیا کسی از همکارانتان در انجام پروژه‌ها یا به دست آوردن سِمتی خاص با شما رقابت می‌کنند؟
  • آیا شغل و یا تقاضا برای کارهایی که انجام می‌دهید در حال تغییر است؟
  • آیا فناوری‌ها و تغییرات فناورانه موقعیت شما را تهدید می‌کند؟
  • آیا هر یک از نقاط ضعف‌های شما منجر به تهدید می‌شود؟

 انجام چنین تجزیه و تحلیلی اغلب اطلاعات کلیدیی ارائه می‌کند و می‌توان مشخص کرد چه کارهایی لازم به اجرا هستند و چه مشکلاتی را در نظر بگیرید.

 

قوت

  • خیلی خلاق هستم و اغلب مشتریانم را با ارائه زاویه دیدی جدید نسبت به برندشان، آنها را شگفت زده میکنم.
  • به خوبی با مشتریان و اعضای تیمَم ارتباط برقرار میکنم.
  • توانایی پرسش سوال‌های کلیدی برای یافتن بهترین نقطه بازار دارم.
  • کاملا به موفقیت برند یک مشتری متعهد هستم.

ضعف

  • به شدت نیاز و اجبار دارم که کارهارو سریعا انجام بدم و از فهرست وظایفم حذف کنم و گاها منجر به کاهش کیفیت میشه
  • اگر وظایف زیادی داشته باشم استرس زیادی میگیرم
  • هنگام ارائه ایده‌هایم به مشتری اضطراب زیادی تهمل میکنم و ترس از سخنرانی اشتیاق ارائه منو میگیره

فرصت

  • یکی از رقبای من با مشتری خودش ارتباط بدی برقرار کرده
  • ماه بعد به سمینار آموزشی بازاریابی میرم، اونجا موقعیت خیلی خوبی برای شبکه سازی استراتژیک دارم
  • کارگردان هنری ما داره به مرخصی میره و این فرصت مناسبی برای پیشرفت شغلی من هستش

تهدید

  • رضا یکی از همکارانم قدرت بیان بالایی داره و برای سِمت کارگردان هنری به شدت با من رقابت میکنه
  • باتوجه به کمبود کارکنان، اغلب تا دیروقت کار میکنم و این باعث کاهش خلاقیت من شده
  • شرایط اقتصادی فعلی باعث رشد آهسته صنعت بازاریابی شده و اکثر شرکت‌ها در حال اخراج کارمندان خود هستند.

 

منابع: 

 

  1. مدیریت استراتژیک: اصول و شیوه‌های عمل، نویسنده: آرتورای تامپسون, جان‌ای گمبل
  2. مدیریت استراتژیک نویسنده: فرد دیوید
۱۷ تیر ۹۶ ، ۲۱:۵۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمد تقی کریمی